سورت*
تندی و تیزی، حدت و شدت
هریوه*
هروی، منسوب به هرات
عیار*
ابزار و مبنای سنجش، معیار
مرتعش*
دارای ارتعاش، لرزنده
رَجَز*
شعری که در میدان جنگ برای مفاخره می خوانند
عِماد*
تکیه گاه، نگاه دارنده، آن چه بتوان بر آن تکیه کرد
ناورد*
نبرد
هول*
وحشت انگیز،ترسناک
زخم کاری*
ضربه موثر یا زخمی که موجب مرگ می شود
طاق*
فرد، یکتا، بی همتا
ضجّه*
ناله و فریاد با صدای بلند، شیون
مرادف*
مترادف، هم ردیف
تنیده*
در هم بافته
منتشا
نوعی عصا که از چوب گره دار ساخته می شود و معمولا درویشان و قلندران به دست می گیرند
برگرفته از نام «منتشا»( شهری در آسیای صغیر )