drawn
کشیده شده، مجذوب
subtle
نامحسوس، لطیف، دقیق
summit
قله، اوج
beneath
زیر، پایین
severance
جدا شدن، مجزایی، قطع
nuance
تفاوت ظریف، نکات ظریف
concision
خلاصه
Fleet
ناوگان
Citrus
مرکبات
Congenital
مادرزادی
coalesce
یکی شدن
Flip
تلنگر. به عنوان صفت گستاخ
steer
راندن، هدایت کردن
culminate
به حد اعلی رسیدن، به اوج رسیدن
ultimately
در نهایت
fertilize
بارور کردن، کود
tariff
تعرفه
acquaintance
آشنایی، آگاهی
withdrawal
برداشت از حساب، صرفنظر، بازپس گیری
withdraw
کنار کشیدن
eruption
فوران، انفجار
pardon
عفو، پوزش
thaw
ذوب شدن، گرم شدن
literal
تحت اللفظی