penned
نوشتن
outweigh
مهمتر بودن
extant
موجود، باقی مانده
dialect
گویش لهجه
inconsistent
ناسازگار
milieu
محیط، اطراف
aptitude
استعداد، شایستگی
Elaborate
دارای جزئیات، با دقت شرح دادن
prevalent
شایع و متداول
implicit
explicit
مجازی ضمنی
صریح روشن
Deliberately
عمدا
misleading
گمراه کننده
compelling
comple
متقاعد کننده
وادار کردن
deteriorate
فاسد شدن، بدتر شدن
temple
معبد
Pose
ژست گرفتن
اقامه کردن
Hesitant
دو دل مردد
Confine
محدود کردن
primate
پستاندار
seed
بذر دانه
crop
محصول، چیدن، حاصل دادن
extent
میزان وسعت
incidence
وقوع حادثه
premiums
حق بیمه، انعام