reluctant
بی میل
vent
تهویه
بیرون ریختن
pardon
بخشش
plea
التماس
تقاضا
disparate
مختلف
نابرابر
soar
اوج گرفتن
legacy
میراث
delinquent
بزهکار
متخلف
pursuit
دستیابی، تعقیب
devise
تدبیر کردن
sight
منظره
دیدن
arid
خشک
irrigation
آبیاری
pond
حوضچه
forger
جاعل
staple
صفت: عمده
اسم: قلاب
adept
ماهر
subsist
امرار معاش
ailment
ناراحتی
درد
prerogative
امتیاز
dramatic
نمایشی
predominate
مسلط بودن
condominium
مالکیت مشترک
curtail
محدود کردن