culprit
مقصر
contemporary
امروزی، معاصر
versatile
همه کاره، تطبیق پذیر
dread
وحشت، ترس
entity
وجود، موجودیت
havoc
ویرانی
falterq
لنگ زدن، گیر کردن
debunk
کم ارزش کردن
rival
رقیب، رقابت کردن
isosceles triangle
مثلث متساوی الساقین
Equilateral triangle
مثلث متساوی الاضلاع
rip
شکافتن، پاره کردن
kin
گونه، نوع
halt
مکث، توقف
swift
سریع، چابک
Elevate
بالا بردن، بلند کردن
embark
شروع کردن، سوار شدن
radical
ریشه اصل،
افراطی
Decay
پوسیدگی، فساد، زوال
opponent
مخالف
oppression
ظلم و ستم
emancipation
آزادی، رهایی
antagonism
تضاد، خصومت، مخالفت
attain
retain
refrain
به دست آوردن رسیدن
حفظ
خودداری