impeachment
استیضاح
prosecute
پیگرد قانونی
rekindle
دوباره زنده کردن (روشن کردن)
pace
سرعت، گام
outrage
هتک حرمت، خشم
trial
محاکمه، آزمایش
sanctimonious
مقدس
forgo
چشم پوشی، خودداری کردن
conviction
convection
محکومیت،
همرفت
rampage
داد و بیداد، خشم
assault
حمله کردن تجاوز
call off
منحرف کردن
winnow
غربال کردن
counsel
مشاوره
reap
درو کردن، جمع آوری کردن
geriatric
سالمندی
fallout
ریزش
acquittal
تبرئه
rebuke
سرزنش کردن
culpability
مقصر بودن
assault
حمله کردن
stitch
کوک، بخیه
jeopardy
به خطر انداختن، مخاطره
overturn
واژگون کردن